همیشه سبز

جنبش سبز را اگر تعریف کنی فرو می ریزد
نویسنده : سبز - ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٩
 

دون کیشوت فراری اصلاح طلبان با زبان بی زبانی ثابت کرد چیزی به نام «جنبش»سبز وجود خارجی ندارد و اگر قرار به «تعریف» جنبش سبز باشد، همین ائتلاف نیم بند اپوزیسیون هم زیر سوال خواهد رفت.
به گزارش گویانیوز، اکبر پونز طی سخنانی در برلین و در حالی که تلاش می کرد به این پرسش پاسخ دهد که «سبز بودن چه معنایی دارد»، گفت: سبز یک نماد است نه جنبش. اصل جنبش اگر وجود داشته باشد، رنگ نیست چیز دیگری است. مطابق تعریف های کلاسیک جنبش اجتماعی، اگر «تشکیلات/سازمان و رهبری تثبیت شده»، دو رکن اساسی جنبش باشند، آنچه در ایران می گذرد جنبش نیست چون فاقد تشکیلات و سازمان و رهبری تثبیت شده است. چهره های شاخص سبزها هم نمی خواهند مسئولیت هدایت آن را قبول کنند اما اگر «تشکیلات/سازمان» و «رهبری متمرکز» را شرط وجود جنبش اجتماعی به شمار نیاوریم]!![ احتمالا می توان از جنبش سبز سخن گفت.
وی با دعوت ضمنی به تعریف نکردن «جنبش سبز» و مشخص نکردن حد و مرز مفهومی این عبارت گفت: اگر گفته شود «هر کس خواهان دموکراسی و حقوق بشر و آزادی است، یکی از اعضای جنبش است» این تعریف میلیون ها نفر را دربر می گیرد اما با وارد کردن قیود تازه ]بخوانید حد و رسم های معمول و منطقی برای تعریف هر اسم[ می توان نیروی جنبش را به شدت کاهش داد. حال اگر شرط «پذیرش قانون اساسی جمهوری اسلامی» را به تعریف بالا اضافه کنیم، شمار اعضا کاهش خواهد یافت. برخی هم گفته اند «جنبش معتقد به راه و خط امام خمینی است» با این قید جمع بیشتری از جنبش خارج می شوند. اگر گفته شود «سبزها می خواهند به دوره طلایی امام خمینی بازگردند»، این مدعا هم جمع کثیر دیگری را از جنبش طرد خواهد کرد. در داستان سیاست خارجی هم مسائلی مانند فلسطین و اسرائیل همین گونه است.
وی در عین حال در این سخنرانی سردرگم به پایین بودن رأی موسوی نسبت به احمدی نژاد در نظرسنجی های محافل ضدانقلاب اذعان کرد و گفت: مردادماه امسال در شهر ونکوور و در میزگردی با حضور حسین قاضیان- از مدافعان جدی دموکراسی خواهی- شرکت داشتم. او چند سالی زندان را تجربه کرده و متخصص جامعه شناسی و نظرسنجی است. تجربه موفق نظرسنجی انتخابات ریاست جمهوری 76 و 80 را در کارنامه خود دارد. او در آن میزگرد توضیح داد که در انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 1388 کار تحلیل نظرسنجی ها را انجام می داده اند و نتیجه تحلیل آنها این بوده که «در سراسر کشور محمود احمدی نژاد از موسوی پیش بوده اما در تهران، در 10 روز آخر، موسوی از احمدی نژاد جلو زد. بدین ترتیب موسوی برنده انتخابات نبود.» این گزارش باعث واکنش دو تن از حاضران شد. از جمله یکی مدعی بود که با بیان این سخنان به جوان هایی که در تظاهرات شرکت کردند، خیانت می شود. با این وصف آیا باور به پیروزی موسوی در انتخابات یکی از ملاک های سبز بودن است یا فردی می تواند سبز باشد و در عین حال معتقد باشد که او برنده انتخابات نبود؟ تا حدی که من می فهمم فرد می تواند عضو جنبش باشد و در عین حال بر این باور باشد که احمدی نژاد بیش از موسوی رأی آورده است. تاکید بر آمارهای بلا دلیل، ممکن است عاملان و حاملان جنبش سبز را در تحلیل های ایدئولوژیک گرفتار سازد.
وی آنگاه دلیل دفاع خود از موسوی را «دفاع موسوی از شکستن مرزهای خودی و غیرخودی و حضور همه مدافعان دموکراسی در جنبش» عنوان کرد و گفت: جنبش بسیاری از تابوها را شکست. جدایی دین از سیاست، بخشی از سبز بودن است.