افشاگری عضو سابق آیپک درباره دیپلماسی مخفی اصلاح طلبان و آمریکا

یک عضو سابق لابی صهیونیسم در آمریکا (آیپک) به افشاگری درباره نقش این لابی در سیاست خارجی آمریکا بویژه درخصوص مسائل مربوط به ایران در دوره حاکمیت اصلاح طلبان پرداخت.
«کنث وایزمن» مسئول امور ایران در آیپک که در سال 2005 به اتفاق «استیو روزن» یکی دیگر از اعضای این موسسه و نیز «لاری فرانکلین» تحلیلگر ایران در پنتاگون در یک اقدام مشکوک از سوی دولت آمریکا به اتهام جاسوسی (تلاش غیرقانونی برای جمع آوری و انتقال اطلاعات محرمانه به روزنامه نگاران و دیپلمات های اسرائیلی) تحت تعقیب قضایی قرار گرفت، در مصاحبه با سایت «تهران بیوریو» (وابسته به تلویزیون پی بی اس) سعی در افشای اقدامات آیپک در تاثیرگذاری منفی بر سیاست خارجی دولت آمریکا در قبال ایران داشته است.
در ابتدای این مصاحبه که سایت رجانیوز بخش هایی از آن را منتشر کرده، به اقدامات آیپک در عرصه های سیاسی و اقتصادی آمریکا پرداخته شده است.
وایزمن در ادامه این مصاحبه با اشاره به روابط نزدیک آیپک با شرکت های نفتی به همکاری های دولت ریاض برای انزوای ایران پرداخت و گفت: بندر بن سلطان و عادل الجبیر (سفیر فعلی عربستان در آمریکا) از تلاش آیپک برای ایجاد خط لوله باکو جیهان و انزوای ایران استقبال کردند. بن سلطان برای ما پیام می داد و من هر سال چند بار با الجبیر دیدار می کردم. وی عادت داشت به جوک بگوید اگر بتوانید نفت ایران را تحریم کنید وی تمام مرسدس را برای ما می خرد! زیرا عربستان می توانست در آن زمان، قطع تولید ایران را جایگزین کند.
وی سپس به تلاش آمریکا و اسرائیل برای براندازی حکومت ایران اشاره می کند و می افزاید: فرانکلین به دنبال کسب حمایت آیپک و نومحافظه کاران در مقابل وزارت خارجه بر سر سیاست های مربوط به ایران بود. البته مسئله (پرونده جاسوسی) بیشتر مربوط به عراق بود تا ایران. سیا و اف بی آی معتقد بودند آیپک و نومحافظه کاران مسئول حمله به عراق و افتضاح ناشی از آن هستند و باید تاوان بدهند. یک پروژه بزرگ علیه آیپک و نومحافظه کاران کلید خورده بود. همه اعضای دفتر داگلاس فیث مجبور شدند وکیل بگیرند. از آنها بازجویی شد، به ویژه که بسیاری با احمد چلبی تماس داشتند.
وی می افزاید: چلبی از قبل با آیپک رابطه داشت. وی اواخر دهه 90 به آیپک آمد و در جلسه ای گفت اگر من رئیس جمهور عراق شوم اولین کارم این خواهد بود که اسرائیل را به رسمیت بشناسم و من توی دلم گفتم فردایش یک گلوله توی مغزت خواهد بود. اما تماس زیادی بین چلبی و یهودیان بود. اف بی آی به جای تعقیب چلبی، فکر کرد به دنبال کسانی باشد که برای حمله به عراق و پس از آن ایران توطئه می کنند. آن زمان فرانکلین مسئول ایران در پنتاگون بود و فضای پیروزی در عراق همه را به فکر حمله به ایران انداخته بود. (نه بخاطر دخالت ایران و کشتار آمریکایی ها). فرانکلین در فضای تنش بین سیا و پنتاگون متوجه شد پنتاگون تنها گروهی است که خواستار حمله به ایران است. پنتاگون فکر می کرد اعضای وزارت خارجه تنبل و به دنبال سازش با ایران هستند و بنابراین، به فکر تماس و جلب حمایت آیپک افتاد. نومحافظه کاران از کالین پاول-وزیرخارجه- به همین خاطر به شدت متنفر بودند. کاخ سفید هرگز نتوانست در مورد ایران به جمع بندی برسد، زیرا مناقشات زیادی بین دستگاه ها وجود داشت. قرار شد همه یک گزارش تهیه کنند اما چون اجماعی نبود، هرگز گزارشی تهیه نشد.
وایزمن در ادامه به ضعف و ناتوانی دولت اصلاحات در مقابل فشارهای آمریکا می پردازد و می گوید: در آن زمان (دوره اصلاحات) ایران کاملا با آمریکا همکاری می کرد. این بحث مطرح بود که شاید بتوان روی این موضوع (برای بهبود روابط) سرمایه گذاری کرد. در همین شرایط، ایران خطوط خام یک پیشنهاد را برای بهبود روابط- موسوم به چانه زنی بزرگ- ارائه داد. پیشنهاد شامل تعلیق غنی سازی و تحول در سیاست خاورمیانه ای ایران در مقابل به رسمیت شناختن و تضمین امنیتی آمریکا بود. وصول پیشنهاد خرازی با دیدار دوم فرانکلین با من هم زمان شد. من مجبور شدم ملاقات با فرانکلین را کوتاه کنم زیرا سفیر سوئیس، پیشنهاد صادق خرازی را آورده بود.
منظور از پیشنهاد صادق خرازی که وایزمن به آن اشاره کرده، همان نامه دولت خاتمی در سال 2003 است در این نامه، در ازای خارج کردن نام ایران از لیست کشورهای محور شرارت، تضمین تعطیلی کامل فعالیت های هسته ای و دست برداشتن از حمایت گروه های مقاومت مانند حزب الله و حماس مطرح شده بود.

/ 0 نظر / 16 بازدید